تبلیغات
هنر و موسیقی امری برای درک زندگی - تئاتر هنر ششم Persian,Iran, Iranian, Farsi, Weblogs">


 تئاتر یکی ازهنرهای هفتگانه است .کسانی که درباره بوجود آمدن تئاتر جستجو کرده اند میگویند سر چشمه آن از آیین هاست . آیین به مراسم مذهبی و اجتماعی می گویند . مثل مراسم عروسی یا مراسم سینه زنی در ماه محرم  در ایران و مراسم رقص های مخصوص در کشورهای دیگر .انسان همیشه دوست داشته است به اتفاقاتی که خارج از اراده و میل اوست تسلط داشته باشد و این ویژگی اصلی تئاتر است.

تئاتر

تئاتر یك كلمه ی یونانی است به معنی آوا و صدا. كلمه ی تئاتر در اصل مشتبق از واژه ی تئاتر رون   theater on)) است. كه جزء اول آن تئا thea) )به معنی تماشا كردن و یا محل تماشا و مشا هده . رون(ron) به معنی بز نر می باشد.  چون در یونان خدایی داشتند كه به خاطر آن هر سال بزی می كشتند ودر آن محل نمایش اجرا می كردند.

تئاتر در مقایسه با هنرهای دیگر امکانات زیادی دارد برای اینکه از هنرهای دیگر مثل نقاشی ، ادبیات ، معماری ، موسیقی و ... در آن استفاده می شود.

درزمان های قدیم ، تماشاگران در سرازیری تپه ها می نشستند و مراسم مذهبی را که با آداب وتشریفات مخصوص در پایین همان تپه یا کناره معبد که محل عبادت بوده ، تماشا می کردند.

تعریف تئاتر از نظر اریک بنتلی  : " نمایش یعنی (الف) در نقش (ب) در حالی که (ج) داره تماشا میکنه

در این تعریف به تمام عناصر ضروری نمایش که بدون آنها اصلا نمیشود نمایشی داشت اشاره میکند یعنی بازیگر و تماشاگر.

در طول تاریخ نمایشهایی به وجود آمده بدون نور پردازی بدون دکور بدون گریم بدون کارگردان بدون متن و ....اما هیچ نمایشی بدون بازیگر و تماشاگر و رابطه این دو به وجود نیامده. نمونه خوبش برای مثال پانتومیم ها یا نمایشهای کمدی است.

نفس هنر خلاقیت است و هنرمند ویژگی غریزی ممتازی دارد كه او را در این آفرینش هنری یاری می رساند. این غریزه قویتر از انست كه ما می شناسیم یا می توانیم تشریح كنیم. تمامی وجود او – فكر او، روح او و آن جوهر تعیین كننده ای كه نامش استعداد است بایستی وقف هدفش شود.

آنچه در این مجموعه سعی بر تهیه و تدوین آن شده است.نكات زیر بنایی است كه هر هنرجوی این رشته باید با آنها آشنا باشد، آنها را بیاموزد و با آنها زندگی كرده و رشد نماید. تا پس از طی دوران طاقت فرسای آزمون و خطا زمینه را برای صعود به مراحل بعدی آماده نماید.

در ده بخش زیر نكات اساسی و مهم جهت پی ریزی یك بنای مستحكم طراحی گردیده كه آمیزه ای از آموزش های استادان معتبر این رشته و تجربیاتی است كه طی یك دهه تحصیل و فعالیت در عرصه های دانشجوئی و تجربی و حرفه ای نگارنده و تدوین كننده این تحقیق بعمل آورده است.

تئاتر 

سخنی درباره بازیگری:

امروزه غالباً بازیگر بدون هیچ معیاری به این حرفه قدم می گذارد. در دوره های گذشته، نوآموز بازیگری تحت تأثیر بازیگران بزرگ بود. در آن زمان، نوآموز این حرفه با یك نیزه قدم به صحنه می گذاشت و به این ترتیب مهارت های لازم را به تدریج از بزرگان این حرفه می آموخت. در سالهای نزدیكتر، مدرسه بازیگری غالباً بخشی از یك تئاتر بود و سرانجام نوآموزان به طور كامل درخدمت آن تئاتر درمی آمدند. به این معنا كه در آغاز بازیگر می شدند، سپس كارگردان و نیز استاد بازیگری. تئاتر هنری مسكو نمونه ای ازاین روش كار است. اما در این لحظه از تاریخ معاصر، برای بازیگر و چه بسا معلم بازیگری معیار شخص وجود ندارد. از دهة ۱۹۳۰ به بعد، كلیة ضوابط اجتماعی بازیگران، ازنوع لباس پوشیدن آنان گرفته تا نحوة رفتار و كردارشان، دست خوش تغییر شده است. این واقعیت ها در هر بازیگر فردیت خاصی بوجود آورده است كه قدرت قضاوت را درمورد او از استاد وی سلب می كند و استاد می داند كه هر بازیگر بدون در دست داشتن نظامی از ارزش ها در این راه قدم می گذارد، هر چند ممكن است استعداد شگرفی در او نهفته باشد. كسی كه در این راه قدم گذاشته است، باید بپذیرد كه راه رفتن برلبة تیغ را برگزیده است؛ و در راه پرمخاطره ای قدم برمی دارد. چرا كه اول باید به درستی بداند كه چه باید بكند، سپس دست به عمل بزند. زیرا هرگز بازیگربین یك نهار و شام موجودیت پیدا نمی كند.

بولس لاوسكی می گوید: « … بازیگر باید این حقیقت را بپذیرد كه حرفه  او یك عمر كار مداوم می طلبد و به خوبی بداند كه دارای حرفه ایست كه برایش یك عمر كار مداوم می آورد

 

۱. استعداد و قریحه:

درمورد استعداد و قریحه تاكنون مباحث زیادی صورت گرفته و همینطور نتایج گوناگون. عده ای معتقدند كه لازمة بروز خلاقیت داشتن استعداد است، كه اگر چاشنی علاقه و پشتكار به آن اضافه شود، منجر به این ویژگی ممتاز در فرد می شود. گروهی دیگر تمایلات و علائق انسانی را دلیلی بروجود استعداد و بروز خلافیت برمی شمارند. و بالاخره به آنانی می رسیم كه موهبت خلقت را در همه یكسان می دانند و بروز خلاقیت را منوط به شرایط محیطی فرد می دانند.

بنظر می رسید كه گاهاً بهترین و مطمئن ترین كسی که می تواند در این، باره به قضاوت بنشیند، خود فرد است، چرا كه ( به شرط صادق بودن با خویش ) او بهتر از علائق، سلیقه ها و تمایلاتش آگاه است.

۲. اخلاق و نظم:

استانیسلاوسكی می گوید: « این حقیقت، كه تئاتر غالباً مقام خود را به عنوان یك معبد هنر از دست میدهد. عمدتاً به واسطه خود هنرپیشگان است. زیرا این هنر پیشگان اند كه در اكثر موارد مسئول باب شدن هرگونه پلشتی، چون هرزه درایی، توطئه، بدگوئی، رشك و جاه طلبیهای خودخواهانه در تئاتراند. »

« در لاك خود فرو رفتن و فكر كردن كه: ( چه مروارید گرانبهایی درخود دارم ) سرنوشت محتوم تقریباً تمام شكست خوردگان است. این سرنوشت محتوم كسانی است كه با هر حرف كارگردان زود می رنجند. كسانی كه همیشه گمان می كنند دركشان نكرده، یا قدرشان ناشناخته مانده، یادرحقشان ظلم شده است. حال آنكه مشكل شان فقط این است كه چون مجذوب خودند و خود را آدم های بزرگی می دانند، درواقع آدم های مفلوكی اند كه خودبینی بی مقدار تمام روحشان را خورده است. و آنچه گمان می برند در وجودشان هست و ارزش عظیمی دارد، چیزی جز وهم توخالی نیست، وهمی كه سرانجام یاس و تلخی ببار می آورد

و درادامه می افزاید كه: « باید خودتان محیط تئاتر را از هر آلودگی و فساد مصون بدارید و در حفظ و سلامتی آن بكوشید.

…. در مساعد بودن محیط و فضای هنری یك یك افرادی كه در آن قدم می گذارند مسئول اند. زیرا هر نوع آلودگی اعم از ریز و درشت كه باعث كثیف شدن فضای پاك تئاتر می شوند توجه شما را از هنر اصیل و واقعی منحرف می كند. و با خود پاكی و نظافت و بوی خوش به تئاتر بیاورید، و از اعمال و گفتار نفرت انگیز مانند مسائل معیشتی بیرون ، غیبت كردن، سخن چینی، توطئه، اتهام بستن، حسادت ورزیدن و خود خواهی هاو … به پرهیزید. ، … چنین كارهایی سبب بی احترامی به دیگران و خودخواهی و بی مبالاتی نسبت به سایرین است. اینها عادات بدی است كه باید دور ریخته شود… زیرا به درد كارهای جمعی و اجتماعی نمی خورد جز ضرر رساندن مشكلی را حل نمی كند. دركارهای جمعی و دراجتماعات باید همیشه لبخند داشت…. برای رسیدن به این مقصود بیشتر درمورد دیگران فكركنید و كمتر در مورد خودتان فكر كنید…..

چه كسی آزادتر است، آنكه همیشه با اثرات و گرفتاریهای شخصی به دور خود حصار می كشد، یا آنكه خود را فراموش كرده و به فكر آزادی دیگران است؟ …. . بنابراین همیشه این شعار را آویزه گوشمان كنیم كه: « هنر را در خود دوست بدار، - نه خود را درهنر. … تادر نتیجه بجای معبد هنر آشغالدانی بوجود نیاید

« نظم و اخلاق صحنه ای نبض نمایش است كافی است لحظه*ای از كار بیافتد، آن وقت مرگ نمایش حداقل برای همان شب قطعی است

« نظم و مقررات به اعتبار و حیثیت تئاتر می افزاید، و بی نظمی سقوط آن را تهدید می كند. برای رهایی از این پرتگاه و نجات تنها یك راه وجود دارد: مقررات آهنین. این است راه نجات تئاتر از پرتگاه سقوط. كلیه گروههای هنری به این مقررات نیازمنداند. [۱

۳- بدن:بطور قطع اهمیت بدن در کار بازیگری بر هیچیک از دست اندر کاران هنر تئاتر پوشیده نیست. تقریباً در تمام مکاتب بازیگری، آموزش بازیگر با کار روی بدن او، آغاز می شود. تاپس از رها کردن آن در هر زمان که لازم باشد برای رسیدن به اهدافش مورد استفاده قرار دهد. بدنی که موانع فرهنگی، عاطقی و خشک اندیشی دارد در دریافت محرک ها نمی تواند به راحتی حالت های لازم را به خود اختصاص دهد. آموزش بدن بطور کلی یعنی تربیت کردن آن به گونه ای که از سر تا پا وشامل تمام عضلات و حتی رگها و پی هاست.

متأسفانه به دلایل گوناگونی در آموزشگاهها و یا دانشگاههای ما این مهم بدون در نظر گرفتن بنیان های اصولی و نظری و نیز تمرین های مفید، در سطحی ترین شکل ممکن آن، به هنرجویان آموخته می شود(! ) آیا تا به حال واحدهای از قبیل: شمشبیر بازی، ژیمناستیک باله دار، رقص سنتی و مدرن و اسب سواری گذرانده اید؟! و یا جواب های از این دست روبرو شده اید که: ( بعدها در موقعیت هائیکه برایتان پیش می آید با آنها آشنا خواهید شد.! ) جوابی شکسته بسته برای یک آموزش شکسته بسته.

در اینجا باید به صراحت یاد آور شویم که اگر می خواهید بنیان های تکنیکی و خصوصاً بدنی خود را به شیوه ای اصولی پایه گذاری کنید یا باید حداقل آشنایی ممکن را با مواردی را که در بالا نام آنها آمد پیدا کنید و طی حداقل یک سال هر روز دو ساعت به این گونه تمرینات بپردازید. آنوقت شاهد آن خواهید بود که هر بیننده از دیدن بدن شما به وجد خواهد آمد. پس بهمراه تمرین های متداول و موجود از آنها غافل نشوید.

 تئاتر

تمرین :

۱) رهایی عضلات : پیش از آغاز هر عمل خلاقه چاره ای نیست ، مگر آنکه عضلات بدن را راحت و آسوده رها کنید

۲) با ضرباهنگ شخصی راه بروید و دست ها و پاهایتان را بچرخانید .

۳) روی نوک پا بروید . در این حرکت بدن باید در حس جاری بودن ، پرواز و بی وزنی غوطه ور شود . نیروی لازم برای دویدن را ازشنه هایتان بگیرید

۴) دست ها را روی کپل ها بگذلرید و با زانوهای خمیده راه بروید

۵) زانوها راکمی خم کنید ، با دستها انگشتان شست دوپا را بگیرید و راه بروید .

۶) با پاهای خشک و کشیده راه بروید ، انگار دست هایتان با نخی نا مرئی پاهایتان را به حرکت در می آورد . بازوها کشیده به سمت جلو

۷) زانوها را کمی خم کنید ( وضعیت پلیه ) دست ها را پشت پاها بگذارید و با پرش های کوتاه روبه جلو حرکت کنید و هنگام فرود باز زانوها را به حالت خمیده اول در آورید .

۸) عضلات صورت رابه شدت منقبض کنید و سپس منبسط کنید . این کار را با سایر اعضا بدنتان انجام دهید .۱) بازیگر و بدنش ، نوشته : لیتزپسیک ، ترجمه : ناصر آقایی۹) دراز بکشید زانو ها را ابتدا به طرف شکم ، سپس به طرف سینه ، و بعد به طرف سر و در آخرین مرحله به پشت سر بکشید و به همین ترتیب حرکت را به طور معکوس انجام دهید . تا به حالت درازکش اولیه قرار بگیرید . این حرکت را چند بار تکرار کنید .

۱۰) دراز بکشید ، تا جائیکه پشتتان با زمین به طور کامل تماس پیدا کند . مراقب باتشید هیچ یک از نقاط بدن دچار گرفتگی نشود . تمام عضلات پشت را با زمین تماس دهید و در همین حال نفس بکشید .

تمرین های سر به زمین:

این تمرین ها بیشتر وضعیت اند تا اکروبات بازی و بنا به قوانین “ هماتایوگا ” (hatha rago) باید بسیار آرام ( و در ابتدا با کمک مربی یا فرد آگاهی ) انجام شوند .

۱) ایستادن روی سر : سر و کف دو دست را بر زمین بگذارید و پاها را بالا ببرید .

۲) ایستادن روی شانه : گونه ، ساعد یک دست و کف دست دیگر را به زمین بگذارید و پاها را بالا ببرید .

۳) دو دست را در هم قلاب کنید ، پشت سر را در گودی دست ها بگذارید . ساعد ها و آرنج ها را به زمین بچسبانید و پاها را بالا ببرید .

پرواز :

۱) چمباته بزنید . کزکنید . سپس مثل پرنده ای که می خواهد پرواز کند ، جست وخیز کنید و تاب بخورید . ازدستها به عنوان دو بال برای حرکت استفاده کنید .

۲) همین طور که جست و خیز کنید و دست ها را مثل دوبال برای کندن از زمین بهم میزنید ، بلند شوید و بایستید .

۳) با حرکت های پیاپی به جلو پرواز کنید ، چیزی مثل شنا کردن ، هنگام انجام این تمرین ها حرکت های شنا گونه ، تنها نقطه تماس با زمین ، نوک یکی از پاهاست . با جهش های سریع روی پنجه یکی از پاها به جلو حرکت کنید . می توانید از روش دیگری هم استفاده کنید . با یاد آوری حس پرواز در رویا ، این شکل از پروازرا به شکلی خود انگیز باز آفرینی کنید .

۴) مثل یک پرنده فرود آیید .

توجه : این تمرین ها را با تمرین های دیگر مثل سقوط ، پشتک ، پرش و …. ترکیب کنید . این تمرین ها باید به تحقق پروازی طولانی که با بلند شدن پرنده از زمین آغاز و با فرود او پایان می یابد منتهی شود .

پرش و معلق :

۱) با استفاده از دست ها به عنوان تکیه گاه ، روبه جلو معلق بزنید .

الف) روبه جلو معلق بزنید و برای بلند شدن از دست ها کمک بگیرید.

۱) به سوی تئاتر بی چیز ، نوشته : رژیگروتفسکی . ترجمه : کیاسا ناظران ب) بدون استفاده از دست ها رو به جلو معلق بزنید .

پ) رو به جلو معلق بزنید و حرکت را با ایستادن روی یک پا تمام کنید .

ت)دست ها را پشت تان بگذارید و رو به جلو معلق بزنید.

 ۲) رو به عقب معلق بزنید .

۳) پرش ” ببر” ( شیرجه زدن روبه جلو ) : با دورخیز یا بدون دورخیز با دست های کشیده از روی یک مانع معلق بزنید و روی یک شانه فرود آیید و در پایان حرکت سرپا بایستید .

الف) پرش ” ببر” از ارتفاع

ب) پرش ” ببر” در طول

۴) پرش ببر و معلق زدن رو به عقب بلافاصله بعد از پرش

۵) مثل یک عروسک خیمه شب بازی فنری ، با حالتی عصا قورت داده معلق بزنید .

۶) همراه با بازیگری دیگر پرش ” ببر” را انجام دهید و روی هوا در دو ارتفاع متفاوت مسیر پرش یکدیگر را قطع کنید .

۷) با استفاده از چوب دستی یا سلاحی دیگر ، پرش ” ببر ” را با معلق در حالت نبرد ترکیب کنید . در همه این تمرین ها ، سوای مساله پژوهش و مطالعه در ارگانیسم ، عنصر ضرباهنگ و رقص نیز حضور دارد .

توجه : این تمرین ها ، به ویژه هنگام تغییرشکل نبرد ، با همراهی یک طبل بزرگ یا یک طبل کوچک و یا سازی دیگر انجام می شود .

به این ترتیب که کسی ضرباهنگ را در دست دارد و کسی که تمرین را انجام می دهد ، دست به بداهه سازی می زنند و یکدیگر را تحریک می کنند . در مراحل مختلف ” ببر” واکنش های جسمانی با فریاد های خودانگیخته و گنگ همراه است . بازیگر با توجه به ترکیب مراحل آغازین و پایانی موسیقی ، همه این تمرین های نیمه – اکروباتیک را با انگیزه های شخصی برای خود توجیه کند .”

در پایان ذکر چند نکته حائز اهمیت که همواره باید در طول تمرینات به آنها توجه داشت :

الف) هرگز تمرین ها را با بی میلی و کسالت انجام ندهید و با آرامش و رضایت که منجر به شادی و شعف شود به آنها بپردازید .

ب) همواره به تمریناتی که انجام می دهید فکر کنید و آنها را تجزیه و تحلیل و حس نمایید تا به صحت آنها واقف شوید .

پ) از هرگونه شوخی بی مورد به هنگام انجام تمرینات جدا بپرهیزید .

ث) حتی موقعی که تمرین های برای گرم کردن بدنتان می کنید به جزجز حرکات به صورتی تصویری نگاه کنید چه واقعی چه خیالی ودر صورت لزوم عنصر صدا را نیز به آنها اضافه کنید . و اجازه ندهید بدنتان در برابر ذهنتان مقاومت نشان دهد .

۵) بیان : عنصر بیان وسیله دیگریست که بازیگر با کمک گرفتن ازآن با دیگران ارتباط برقرار می کند .و ازاین طریق به بیان اندیشه ها و احساس های مشخص و دقیق خود دست می زند . بنابراین می توان چنین نتیجه گرفت که هرچه صدای بازیگر حساس تر و کارآمدتر باشد ، منظور آنرا به نحوی دقیق تر آشکار خواهد کرد . صدای انسان پدیده پیچیده ایست که چهار عامل زیر در شکل گیری آن دخالت دارند :

الف) محیط : خصوصا محیط خانواده که در آن ناخودآگاه سخن گفتن را می آموزیم ، وبا تن ونوسان ها و مصوتها و صامت های آن آنگونه که در محیط پرورشمان بوده است آشنا می شویم و آنرا تقلید می کنیم .

ب) : گوش : در اینجا مقصود از گوش ، دریافت و تشخیص صوت است . اگر گوش خوبی داشته باشید می توانید اصوات و نت های گوناگون و بیشتری را در یک صدا بشنوید و تنوعات آنرا بهتر تشخیص دهید و درنتیجه دریابید که چگونه از صدای خود بهتر استفاده کنید

پ) چالاکی فیزیکی : هرچه آزادی عضلات گفتاری شما بیشتر باشد چالاکی شما نیز در هنگام سخن گفتن بیشتر خواهد بود .

ت) شخصیت : نقش عوامل ارثی شخصیت مثل شکل و اندازه تارهای صوتی ، شکل حفره های صوتی و غیره در چگونگی تشکیل صدا موثر خواهد بود . عوامل دیگری چون پایگاه اجتماعی افراد تاثیر بسزایی بر روی تن صدای آنها خواهد داشت . این مدعا را می توان به راحتی در مقایسه تن صدای یک فروشنده دوره گرد با یک کارمند ساده دریافت کرد .

تئاتر 

بیشتر مردم از طنین موجود درصدای خودشان آگاهی ندارند . یکی از موهبت هایی که در زمینه بازیگری موجود می باشد شناخت این آواها و طنین است که بازیگر با پرورش اندام های صوتی خود به آن دست می یابد و از آن لذت می برد . هر بازیگری باید بداند که تا چه حد متکی به صدای خویش است ، واز آن چه انتظاراتی دارد . ممکن است در جواب بگوئید : خوب باید صدای ما بلند باشد تا کل سالن را بپوشاند . در مرحله اول جواب درستی است . اما بیسار شنیده شده است که بازیگری با صدای بلند صحبت می کرده اما چیزی از کلماتش فهمیده نشده . پس بلند بودن صدا به تنهایی کافی نیست ، بلکه باید آنرا به گونه ای پرورش داد که ” رسا ” نیز باشد . و این میسر نیست مگر در غالب یک پروسه طولانی و روزانه از تمرینات بیان .

نمایش:

نمایش در زبان فارسی ترجمه ی تئاتر است و آن هنری است كه از چند هنر دیگر تركیب یافته است. در نمایش بازیگران خود را به جای قهرمانان و اشخاص داستان می گذارندو وقایعی را كه بر سر قهرمانان آمده است با حركات و اعمال و گفتار خود یك به یك در روی صحنه مجسم می كنند. در نمایش از ادبیات، موسیقی، نقاشی و حتی حجاری و معماری و برخی هنرهای دیگر استفاده می شودبنابراین آن را كامل ترین هنرها می نامند.

 نمایش در سراسر گیتی به اشكال مختلف متداول است و در بعضی از كشورها سابقه ی آن به زمانهای بسیار دور تعلق دارد.در ایران نیز نمایش از زمانهای قدیم متداول بوده است، نمایش حاجی فیروزنوروزی بازی و...از قدیم در عید نوروز برگزار می شده است. نمایشهای سوگواری، نقالی، تئاتر روحوضی، تعزیه و شبیه خوانی از دیگر اشكال نمایشی در گذشته بوده است.

اصل و منشأ نمایشی را كه اكنون در سرتاسر جهان رواج دارد به كشور یونان نسبت می دهند(هرچند كه پیش از آن نیز نمونه هائی موجود بوده است) یونانیان قدیم خدایان متعددی داشتندو آنها را پرستش می كردندو در اوقات خاصی برای بزرگداشت یا پرستش آنها جشن هائی ترتیب می دادند. در این جشن ها نمایشهائی نیز برگزار می شد.محل نمایش اغلب دامنه ی تپه ای بود كه میان آن فرو رفتگی داشت. سینه ی تپه را پله پله می كردندتا تماشاگران بر آنها بنشینندو در پایین، زمین مسطحی را به بازیگران وگروه خوانندگان اختصاص می دادند. جمعیتی كه برای نمایش در محل گرد می آمدند گاهی از بیست هزار نفرهم تجاوز می كرد.

نمایش در قرن پنجم پیش از میلاد به اوج عظمت و اعتلای خود رسیدو نمایشنامه نویسان بزرگی در این قرن ظهور كردند.

آشیل، سوفوكل و اوریپید بعنوان مبدعان نمایشنامه نویسی نوین گوهری را در تاریخ بشریت نهادینه كردند كه امروزه با وجود پیدایش سینما و فیلم و نفوذ بی سابقه ی آن در همه ی كشورهای جهان، نمایش اهمیت و اعتبار خود را از دست نداده است و امروزه از جهت پرورش قوای ذهنی كودكان و نوجوانان ارزش جدیدی از نظر تربیتی پیدا كرده است.

تئاتر




برچسب ها: تئاتر شهر، بازیگر تئاتر، theater، تمرین تئاتر، هنر، هنر تئاتر، هنر و موسیقی،  

  • paper | چاله | قدس